دوره نوجوانی را می توان تولد دیگر دانست در این دوره انسان از طفولیت خارج می شود، او می تواند برای تصمیمات خود حساب باز کند و البته جامعه نیز می تواند از عقل او استفاده کرده و شاهد بروز عقلانیت او باشد.
این دوره را می بایست مقدمه بسیار مهمی برای دوره های بعدی دانست ، چنان که تبدیل نقش فرد از انفعال و تاثیرپذیری صرف در فعالیت های اجتماعی به نقشی فعال و تاثیر گذار در صحنه جامعه و همچنین گذر از مرحله یادگیری و فهم به مرحله یادگیری همراه با آموزش و فهماندن در گرو گذر صحیح از دوره نوجوانی رقم می خورد و جبران و ترمیم آن در دوره های بعدی بسیار دشوار و گاهی ناممکن است .
نوجوان به طور مشخص از کودک متمایز است و یکی تجربیات تازه اش بلوغ است ، مهم ترین خاصیت بلوغ است که توان فکری فرد به گونه ای تغییر می کند که مفهوم نفع و ضرر را به خوبی می فهمد و می تواند آن را در اخلاقیات و روابط جست و جو کندو نسبت به آن عکس العمل نشان دهد.
انسان در زندگی دائما با مسائل و موقعیت هایی روبه رو است که باید نسبت به آن اقدامی انجام دهد بنابراین تشخیص درست و تصمیم گیری صحیح از اهمیت زیادی برخوردار است .
از طرفی هر انسانی با مجموعه ای از امکانات و فرصت ها در پیرامون خود مواجه است ، چگونگی بکارگیری این موارد است که حال اکنون و آینده زندگی انسان را رقم می زند. کسی که عقل در او شکوفا شده و قدرت تفکر دارد بهترین و سودمندانه ترین استفاده را از فرصت های زندگی اش خواهد داشت و از توان برنامه ریزی برای تحقق اهداف و مقاصد خود برخوردار می شود.
از دوره نوجوانی به بعد مسئولیت زندگی هر فرد به عهده خود اوست و به هیچ وجه کسی جای او توبیخ و تنبیه نمی شود. به همین دلیل لازم است فرد توان تصمیم گیری به تنهایی را داشته باشد و دست به اقداماتی که برای او خطرناک است نزند !
نوجوان قرار است در عرصه اجتماعی ورود کند در حالی که از استقلال لازم برخوردار است و این مساله با وجود قدرت تفکر او را دچار آسیب های اجتماعی موجود در جامعه نمی کند.
اولین توانی که نوجوان به واسطه تفکر بدست می آورد، توان اولویت بندی است . او باید بتواند میان گزینه های مختلف مقایسه کرده و مبتنی بر معیار هایی چون ماندگاری گزینه بهتر را انتخاب کند. طبیعتا لازم است که نوجوان منافع و مضرات خود را بشناسد تا بتواند اولویت بندی کند . در مرحله بعد اهتمام به دانسته ها و عمل کردن به آن است ، لازم است نوجوان تصمیماتی را اتخاذ نماید و نسبت به عمل کردن به آن تا رسیدن به نتیجه نهایی ، استمرار داشته باشد. مرحله بعد بروز خلاقیت است ، نوجوان که اکنون اهل عمل است باید اعمال خود را بهتر و جذاب تر کند، لازم است از انواع خلاقیت بهره مند شود و آنها را در انجام دادن کارها مورد استفاده قرار دهد.حالا او در جامعه مفید و موثر است ، در این مرحله که نوجوان توان انجام کار های خلاقانه را دارد لازم است نسبت به مفید بودن و موثر بودن کارهایش در جامعه آگاه شود. شناخت نیاز ها و مسائل واقعی جامعه و آشنا شدن با دردهای مردم ، نقش مهمی در زندگی نوجوان دارد. در مرحله بعد نوجوان باید به ضرورت این امر پی ببرد که ارتقای توان خلاقیت و همچنین تاثیرگذاری در کارها تنها در گرو انجام کارها به صورت جمعی خواهد بود. در مرحله آخر لازم است این حقیقت به نوجوان گوشزد شود که خود او نیز باید نقش فعال در شکل گیری جمع های جدید داشته باشد. باید احساس توانمندی نوجوان نسبت به راه اندازی جمع های جدید و راهبری دیگران ، مورد تاکید قرار گیرد و تجربیاتی نیز در این زمینه انجام شود.


بدون نظر