تفکر در اندیشه اسلامی آیینه شفاف است که امکان مشاهده حقیقت را برای انسان فراهم می کند، به واسطه تفکر انسان می تواند هر مساله ، رخداد یا موقعیتی را به یک معیار درست ارجاع داده و بدین ترتیب عمل متناسب و مبتنی بر آن معیار را در آن موقعیت بشناسد و به آن عمل کند. بدین ترتیب تفکر را باید حرکتی در درون انسان دانست که او را از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب و حقیقی می رساند.
خداوند در قرآن کریم انسان را به تفکر فراخوانده است. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز انتخاب آگاهانه مبتنی بر معیار های اسلامی را که به عمل و جهاد ختم شود به عنوان اساسی ترین محور تعلیم و تربیت بر می شمارد که می توان آن را بیان دیگری از حقیقت تفکر دانست.
تفکر کردن با مواجهه درست با پدیده ها، رخداد ها و موقعیت های پیرامون همراه است و بدون آن امکان تفکر کردن از انسان سلب می شود.
درک نیاز ها و مسائل ، عامل برانگیختن تفکر است و بواسطه درک درست آنهاست که انسان از تفکر صحیح برخوردار می شود.
عمل کردن گرچه جزیی از تفکر نیست ، لیکن انجام عمل درست نشانه تحقق فرایند تفکر است. برخورداری انسان از شجاعت و عزم که موجب انجام وظایف شناخته شده می شود نقش به سزایی در فرایند تفکر خواهد داشت .
تفکر توانی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است ، لازم است هر انسانی نسبت به شناخت این توان و بکارگیری آن اهتمام داشته باشد.
اگرچه تفکر یک توان درونی است که می باید شکوفا شود لیکن همین شکوفایی درونی نیز به واسطه تعلیم محقق می شود ازین روست که خداوند انسان را از طریق ارسال رسولان الهی و نزول کتاب هدایت کرده است تا این توان درونی شکوفا شود.
تفکر توانی است که امکان بهره گیری از عقل را فراهم می نماید. به نظر می رسد نیاز است آموزش های تفکر محور باید در تمامی فعالیت های مرتبط با نوجوان مدنظر قرار گیرد تا هر اقدامی مرتبط با ایشان ، موجب رشد و بالندگی شان شود. بنابراین آموزش تفکر را می توان در خلال تمامی آموزش های درسی و غیر درسی ، رسمی و غیر رسمی مدنظر قرار داد.

بدون نظر